محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

338

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

كه مهبّ باد باشد ، زنهار غسل به آب گرم نبايد كرد ، كه مضر است و در چنين مواضع آب فاتر بهتر است ، تا تفتيح مسام ننمايد و هوا تصرف نه‌فرمايد و ليكن مهما امكن غسل در محل محصور كه از باد مستور باشد بايد كرد ، خصوص ضعيف مزاجان و نازك طبعان را . انتباه در غسل به آب سرد بدان كه اغتسال به آب سرد مشروط به چند شرائط است ، اگر يافته شوند توان كرد و الا فلا . و از جمله شرائط مذكور يكى آن است كه اين كس جوان و معتدل اللحم بود و محرورى مزاج باشد و هنگام صيف بود و بدن از فضول پاك باشد ، چه ، حرارت در جوانى قوى مىباشد و مقاومت مىكند با برد . و به دستور معتدل اللحم كمتر منفعل مىشود از برودت ، به خلاف لاغر مفرط ، كه چون معرّا از گوشت است برد تا باطن او نفوذ مىكند و ضرر مىرساند و كذا فربه مفرط كه بارد المزاج و قليل الدم است مقاومت با سردى تواند كرد . و همين‌سان در مزاج گرم و هنگام گرم ، ضرر آب سرد كمتر متصور است ، اما در مزاج گرم ، بنا بر قوت حرارت و در هواى گرم ، بهر آن كه آب شديد البرودة باشد نمىماند و مناسب به بدن مىشود . اما پاك بودن از فضول بهر آن شرط شده كه اگر در بدن فضله بود از استعمال آب سرد محتبس بود و از تحليل باز ماند و مؤدّى به آفت گردد . شرط ثانى آن كه مغتسل از تخمه و قى و اسهال و سهر و نوازل هيچ نداشته باشد ، چه ، در تخمه خوف دارد كه ماده فاسد از برد ماء تحليل نرود و محتبس ماند در باطن . و در قى و اسهال اعانت مىدهد اغتسال به ماء بارد بنا بر آن كه از آب سرد هوا در باطن منعصر مىگردد و ايضا چون قى و اسهال مُضعف قوت‌اند اصابت آب سرد به بدن ضعيف باعث آفات كثير مىگردد . و در سهر مُفرط ، بدن متخلخل مىشود و بدن نيز ضعيف مىگردد و بدين رو سبب اثر برد آب در بدن قوىتر مىباشد . و در نوازل ، بهر آن كه استعمال آب سرد بنا بر حصر مواد مزيد نزله مىگردد فجأةً . شرط ثالث آن كه معده ضعيف نبود ، چه ، اغتسال به آب سرد مواد را به باطن متوجه مىكند ، پس اگر معده ضعف داشته باشد آن را قبول كند و فساد آرد . شرط رابع آن كه طعام هضم شده باشد ، چه ، اگر طعام غير منهضم بود و به آب سرد غسل كنند ضرر دهد به دو سبب : يكى آن كه در اين هنگام به سبب توجه حرارت غريزى به سوى باطن ، برودت در ظاهر بدن غلبه دارد و ملاقات آب سرد لا محاله مضر باشد . دوم آن كه استعمال آب سرد ، بنا بر حبس مسام ، باطن را گرم مىكند و مفتقر مىسازد به تنفس عظيم و معده چون ممتلى بود لا محاله مانع از آن به مزاحمت ، پس عارض شود از آن كرب . و اگر گويند سزاوار آن است كه غسل به آب سرد بعد تناول طعام منع نبود ، بهر آن كه معين هضم باشد ، بنا بر توجه حرارت به باطن . گوئيم اعانت او بر هضم در اين صورت متحقق است ، اما به علتى ديگر كه گفته شد ترك آن واجب آمده ، چيزى كه مِن وجهٍ نافع بود و مِن وجهٍ مضر ، عدم مباشرت وى بهتر است ، مگر آن كه جهت نفع غالب‌تر و اهم‌تر بود ، ههنا ليس كذلك . شرط خامس آن كه وقوع غَسل عقب جماع نيفتد ، بهر آن كه جماع مخلخل بدن است و مبرد و بدن نيز بنا بر استفراغ منى و ملاقات برد به چنين بدن لا محاله ضرر دارد . و صبيان و شيخان را به دستور ، استعمال آب سرد به اغتسال نشايد ، بنا بر ضعف ابدان اينها . و بعد رياضت نيز منع است ، مگر بعضى را ، چنانچه طريق استعمال آب سرد عقب